<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>آنسوی اوتیسم &#187; آسپرگر</title>
	<atom:link href="http://prt-autism.ir/fa/tag/%d8%a2%d8%b3%d9%be%d8%b1%da%af%d8%b1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://prt-autism.ir/fa</link>
	<description>اوتیسم یک رنگین کمان است...</description>
	<lastBuildDate>Mon, 11 Dec 2017 07:24:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=4.2.38</generator>
	<item>
		<title>اردواج من و مایک</title>
		<link>http://prt-autism.ir/fa/%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%a7%db%8c%da%a9/</link>
		<comments>http://prt-autism.ir/fa/%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%a7%db%8c%da%a9/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Dec 2013 16:04:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[صدیقه فراهانی]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[تجربیات شیرین]]></category>
		<category><![CDATA[آسپرگر]]></category>
		<category><![CDATA[سندرم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://prt-autism.ir/fa/?p=5112</guid>
		<description><![CDATA[&#160; شو هرم مایک درسن ۴۱ سالگی تشخیص آ سپرگر داده شد من همیشه می دا نستم او آسپرگر دارد. از و قتی که دوازده سال پیش درمدرسه‌ای که زبان انگلیسی یاد می گرفتم با او ملاقات کردم . دا نشکده زبان او را تحت حمایت ما قرار داده بود . اوما را متعجب می ...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p dir="RTL">شو هرم مایک درسن ۴۱ سالگی تشخیص آ سپرگر داده شد من همیشه می دا نستم او آسپرگر دارد. از و قتی که دوازده سال پیش درمدرسه‌ای که زبان انگلیسی یاد می گرفتم با او ملاقات کردم . دا نشکده زبان او را تحت حمایت ما قرار داده بود . اوما را متعجب می کرد  یک مرد کاملاً باهوش و نجیب . ا و نفردوم در بازی شطرنج در منطقه بود. من مجذوب او شده بودم واضح بود که او کمی عجیب بود . از یکی از دوستانم که روانشناسی تدریس می کرد پرسیدم که او در این مورد چه فکر می‌کند . او مطالبی در مورد آسپرگر به من داد وگفت اینرا بخوان از آن زمان من چند کودک با این سندرم را تشخیص وبه او ا رجاع داده ام . پس دوستم آنروز به بیشتر از یک فرد کمک کرد . من و ما یک چند بار با هم بیرون رفتیم , سینما،بازی اطلاعات عمومی ( ما عالی بودیم ) ومن او را در مسابقه شطرنج ( بزرگترین کنفرانس آسپر گر در جهان) همر ا هی می کر دم<br />
از آن زمان او دوست وشریک من بود و از د و سال پیش همسر من است . زندگی با مایک هرگز خسته کننده نیست. البته نمی خواهم بگویم آسان است . قبل از تشخیص اخیر من مقاله‌ای نوشتم که شوهر من آ سپرگر است ، یا من با خودخواه ترین مردجهان ازدواج کرده ام ؟ اما همه مطالب آن مقاله شوخی بود .<br />
ا وهنوزعجیب است, اما این موضوع باعث خنده من می شود و ما یکدیگر را دوست داریم . بله آ سپرگر او مشکلا تی را در زندگی کاری او به وجود می آورد . ما اکنون ا ز یک مسیر تقریبا دشوارعبور می‌کنیم اما ماندگا ریم مابا هم هستیم و بهترین دوست یکدیگریم .<br />
پسر من(از ازدواج اولم ) بایک زن دوست دا شتنی که با بزرگسالان ناتوان کارمی‌کند نامزدکرده . او از همان ا بتدا وضعیت ما یک را تشخیص داد پس خانواده من پشتیبان او هستند . دوستان من، دوستان او هستند . زیرا اورا پذیر فته اند . وقتی او کارهای عجیب و گستاخانه می‌کند آنها به من نگاه می‌کنند ولبخندی از سر دا نایى می زنند. ملاقات ، ازدواج و بودن با ما یک زندگی مرا غنی کرد<br />
به علت بهتر بود نش یا آ سپرگر بودنش، کدام ؟ ؟ ؟ ؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://prt-autism.ir/fa/%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%85%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%a7%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>همدلی ، ‏‏‏ذهن خوانی و تئوری ذهن</title>
		<link>http://prt-autism.ir/fa/%d9%87%d9%85%d8%af%d9%84%db%8c-%d8%8c-%e2%80%8f%e2%80%8f%e2%80%8f%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86/</link>
		<comments>http://prt-autism.ir/fa/%d9%87%d9%85%d8%af%d9%84%db%8c-%d8%8c-%e2%80%8f%e2%80%8f%e2%80%8f%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 19 Nov 2013 22:11:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[صدیقه فراهانی]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[شناخت اوتیسم]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات و پژوهشها]]></category>
		<category><![CDATA[autism]]></category>
		<category><![CDATA[آسپرگر]]></category>
		<category><![CDATA[استفن ادلسن]]></category>
		<category><![CDATA[اوتیستم]]></category>
		<category><![CDATA[تفکر]]></category>
		<category><![CDATA[همدردی]]></category>
		<category><![CDATA[همدلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://prt-autism.ir/fa/?p=4872</guid>
		<description><![CDATA[&#160; بارون کوهن در یک تحقیق در سال ۲۰۰۱ تئوری ذهن را اینگونه توصیف کرد : قادربودن به توصیف طیف کاملی از حالات ذهن مثل عقاید , آرزوها ,&#160;مقاصد , &#160;تصورات , احساسات وغیره &#160;که منجر به فعلی شود . به طور خلاصه داشتن تئوری ذهن انسان را قادر می سازد که به محتوای ذهن ...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<h2 style="direction: rtl; ">
	<a href="http://prt-autism.ir/fa/wp-content/uploads/2013/11/images.jpg"><img alt="images" class="alignnone size-full wp-image-8909" height="250" src="http://prt-autism.ir/fa/wp-content/uploads/2013/11/images.jpg" width="202" /></a><br />
</h2>
<p>
	&nbsp;
</p>
<p align="right">
	بارون کوهن در یک تحقیق در سال ۲۰۰۱ تئوری ذهن را اینگونه توصیف کرد :
</p>
<p align="right" dir="RTL">
	قادربودن به توصیف طیف کاملی از حالات ذهن مثل عقاید , آرزوها ,&nbsp;مقاصد , &nbsp;تصورات , احساسات وغیره &nbsp;که منجر به فعلی شود . به طور خلاصه داشتن تئوری ذهن انسان را قادر می سازد که به محتوای ذهن خود و دیگران عکس العمل نشان دهد .
</p>
<p align="right">
	فقدان تئوری ذهن یا کورذهنی برای بسیاری از کسانی که دارای اوتیسم یا آسپرگرهستند موانع بزرگی برای ارتباط گرفتن یا نزیک شدن به دیگران ایجاد می کند .این موانع اغلب سبب می شود که نزدیکترین افراد به آنها واقعا احساس کنند یا به نظرشان بیاید که این افراد نسبت به آنها همدلی ندارند .&nbsp;&nbsp;&nbsp; وقتی که من به تئوری ذهن فکر می کنم ، به یک باور جالب اما البته بسیار نادرست که من به عنوان یک کودک به آن باور دارم می اندیشم .هنگام بازی قایم باشک من فکر می کردم که ؛ اگر من نمی توانم آنها را ببینم ، آنها هم نمی توانند مرا ببینند ؛ البته خیلی سریع یاد گرفتم که اینگونه نیست . بهرحال کورذهنی افراد اوتیستیک و آسپرگر می تواند مشابه باشد &ndash; اگر من ادراک و احساس ندارم یا نمی توانم داشته باشم ، پس آنها هم ادراک واحساس ندارند یا نمی توانند داشته باشند .
</p>
<p align="right">
	&nbsp;
</p>
<p>
	<span id="more-4872"></span>
</p>
<p align="right">
	مثال زیر را که به طور نمونه برای تست مهارتهای تئوری ذهن کودکان استفاده می شود در نظر بگیرید :
</p>
<p align="right">
	تست باور غلط :کسی که درک کاملی از تئوری ذهن داشته باشد فوری می فهمد که سالی جایی به دنبال توپ می گردد که آخرین بار آن را گذاشته است .او نمی داند که توپ جابجا شده است . فردی که مهارت تئوری ذهن ضعیفی دارد فکرمی کند سالی در جعبه به دنبال توپ خواهد گشت ، زیرا آنها درک کاملی از این موضوع&nbsp; که سالی نمی داند که آنی چه کرده ، ندارند .
</p>
<p align="right">
	&nbsp;&nbsp; در حالی که بعضی متخصصان به نقل از دکتر استفن ادلسن خواهند گفت : ؛ممکن است افراد اوتیستیک نفهمند که دیگران طرحها ، افکارو نظرات خودشان را دارند ؛ من فکر می کنم این بسیار ساده است . من می توانم برای خودم بگویم که من قطعا ً می فهمم که دیگران طرحها ، افکار و نظرات خودشان را دارند ، اما آن طرحها ، افکار و نظرات اغلب بر من پوشیده است .
</p>
<p align="right">
	&nbsp; در توضیح دلایل احتمالی ، من می اندیشم که آیا ممکن است کورذهنی تا حدودی مربوط به اختلافات بین فرایند تفکر در افراد اوتیستیک وآسپرگر باشد ؟ آیا افراد اوتیستیک یا آسپرگر می توانند نسبت به افراد شبیه خودشان کورذهنی کمتری داشته باشند ؟ نمی دانم اما به نظرم منطقی می آید .می دانم که من با کسانی که طول موجشان بیشتر شبیه من است احساس راحتی بیشتری می کنم .
</p>
<p align="right">
	&nbsp;&nbsp; بنابراین لغت همدلی به میان می آید . روی دیوار یکی از کلاسهای دوران کودکیم یک کپی از نقاشی نورمن راکول وجود داشت ، قانون طلایی . روزهای پیاپی وقتی ما در راهرو صف می کشیدیم من به آن عبارت خیره می شدم ؛ با دیگران همانگونه رفتارکن که می خواهی با تو رفتار کنند ؛ این عبارت آویزه گوش من شده بود.
</p>
<p align="right">
	&nbsp;&nbsp; از دوران جوانی من آن اصل را درساختار زندگیم ادغام کرده بودم اما مشکل اینجاست که آنچه من دوست دارم با من انجام شود کاملاً ممکن است با آنچه دیگران دوست دارند متفاوت باشد . همچنین &rdquo; گذاشتن خودم به جای دیگران &ldquo; شاید مرا مجبور کند که با آنچه دیگران در موقعیت مشابه ممکن است انجام دهند کاملا متفاوت باشد.پس این منطق خطاست .
</p>
<p align="right">
	&nbsp; اما آیا یک ناتوانی در درک کامل تفاوتهای فردی واقعا اینقدر غیرمعمول است؟ اگر اینطور است چرا ما اینقدر کتابهای خودیاری ارتباطی از قبیل &laquo; مردان مریخی ،زنان ونوسی &raquo; یا &laquo; زبانهای پنجگانه عشق&raquo; داریم تا به ما کمک کند روند تفکر و نشانه های ارتباطی &nbsp;یکدیگر را کشف کنیم ؟ اگر مردم کلا دردر ذهن خوانی اینقدر خوب عمل می کنند&nbsp; چرا تا این حد برای رسیدن به نیازهای یکدیگر باید هدایت شوند؟
</p>
<p align="right">
	&nbsp;&nbsp; واقعیت مطلب این است که همه انسانها نیازهای متفاوتی دارند و حتی انسانهای عادی( یا آنگونه که ما ترجیح می دهیم آنها را نوروتیپیکال بنامیم) &nbsp;به نظر می آید برای درک این تفاوتها&nbsp; تلاش می کنند .پس مرز بین کورذهنی و تلاش ذهنی عادی کجاست؟
</p>
<p align="right">
	&nbsp;&nbsp; تمام این مشکلات در درک افکار و عکس العملهای دیگران سبب می شود که بسیاری بگویند افراد اوتیستیک یا آسپرگر فاقد همدلی هستند .اما آیا این واقعا درست است؟ آیا این واقعا فقدان همدلی است یا فقدان درک؟
</p>
<p align="right">
	من خودم را یک شخص احساساتی می دانم . وقتی یک شخصیت در یک فیلم یا نمایش تلویزیونی خجالت می کشد ، من برای آنها احساس خجالت می کنم . وقتی نزدیک کسی باشم که گریه می کند یا رنج&nbsp;&nbsp; عمیقی دارد&nbsp; اغلب احساس غم و اندوه می کنم و با آنها همدردی می کنم . بسیاری از افراد اوتیستیک و آسپرگر به حیوانات خانگی خیلی نزدیکند و خیلی احساس همدلی و تربیت نسبت به آنها دارند . آیا این عقیده که افراد اوتیستیک فاقد همدلی هستند می تواند این باشد که این فقدان در واقع فقدان درک افراد اوتیستیک وآسپرگر از حالات ذهنی دیگران است .
</p>
<p align="right">
	مقاله زوسی زاک &laquo;افسانه : افراد اوتیستیک فاقد همدلی هستند &raquo; این سوال با استفاده از فیلم &laquo; مرد بارانی &raquo; به عنوان یک مثال توضیح می دهد . این تفسیر نمونه ای از فیلم ، یک شخصیت اوتیستیک بنام ریموند دارد که کارهایی انجام می دهد که می تواند به عنوان فقدان همدلی نشان داده شود . اما مقاله زاکی این تفسیر رادگرگون کرد، که شاید این ریموند نیست که فاقد همدلی است بلکه شخصیت غیر اوتیستیک یعنی چارلی است .
</p>
<p align="right">
	محقق ایزابل دزیوبک در مقاله اش &laquo; چه کسی اهمیت می دهد ؟&raquo; یا &laquo; حقیقت در باره همدلی در افراد طیف اوتیستم&raquo; مطالعه اش را روی موضوع همدلی متمرکز می کند .در راستای این پژوهش بیش از ۵۰ موضوع روی این طیف در مقابل موضوعات کنترل نوروتیپیکال ارزیابی شد .نتیجه چیست؟ به نقل از خانم دزیوبک &quot; بطور کلی اطلاعات ما نشان می دهد که افراد آسپرگر توانایی کمی برای فهمیدن نشاته های ارتباطی مردم ( از قبیل حالات صورت یا زبان بدن ) دارند . اما زمانیکه از احساسات یا شرایط دیگران آگاه شوند به اندازه هر کس دیگری دلسوزی و مروت از خود نشان می دهند .
</p>
<p align="right">
	شما چه فکر می کنید؟
</p>
<p align="right">
	ترجمه : صدیقه فراهانی
</p>
<p align="right">
	منبع :
</p>
<p align="right">
	&nbsp;<a href="http://www.psychologytoday.com/blog/aspergers-diary/200805/empathy-mindblindness-and-theory-mind">http://www.psychologytoday.com/blog/aspergers-diary/200805/empathy-mindblindness-and-theory-mind</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://prt-autism.ir/fa/%d9%87%d9%85%d8%af%d9%84%db%8c-%d8%8c-%e2%80%8f%e2%80%8f%e2%80%8f%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تشخیص آسپرگر در  ۴۰ سالگی</title>
		<link>http://prt-autism.ir/fa/%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d8%a2%d8%b3%d9%be%d8%b1%da%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%86-40-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/</link>
		<comments>http://prt-autism.ir/fa/%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d8%a2%d8%b3%d9%be%d8%b1%da%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%86-40-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 Oct 2013 16:05:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[صدیقه فراهانی]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[تجربیات شیرین]]></category>
		<category><![CDATA[شناخت اوتیسم]]></category>
		<category><![CDATA[آسپرگر]]></category>
		<category><![CDATA[اوتیسم]]></category>
		<category><![CDATA[بهبود]]></category>
		<category><![CDATA[غیر عادی]]></category>
		<category><![CDATA[مداخله]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور آموزشی]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات حسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://prt-autism.ir/fa/?p=4162</guid>
		<description><![CDATA[والری پارادیس  ۴۶ ساله  : من زمانی به اوتیسم خودم پی بردم که پسرم به دنیا آمد .او ۱۹ سال پیش به دنیا آمد و ۳ سال بعد از آن تشخیص اوتیسم داده شد .پسرم غیر عادی بود ، از آن زمان این اجساس به من دست داد که شاید من هم در طیف اوتیسم ...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>والری پارادیس  ۴۶ ساله  :</p>
<p>من زمانی به اوتیسم خودم پی بردم که پسرم به دنیا آمد .او ۱۹ سال پیش به دنیا آمد و ۳ سال بعد از آن تشخیص اوتیسم داده شد .پسرم غیر عادی بود ، از آن زمان این اجساس به من دست داد که شاید من هم در طیف اوتیسم باشم  ، و خیلی از دوستان من ممکن است آسپرگر باشند . تا حدود ۴۰ سالگی هیچ مداخله  و درمانی نداشتم  . سپس به من گفتند باید ارزیابی شوم . من نگران این نبودم که  تشخیص اوتیسم داده شوم ، بلکه  این برای من یک آسودگی بزرگ بود  . بعد از ارزیابی تشخیص آسپرگر داده شدم .  من به زودی مجددا ازدواج می کنم . خوشحالم که او اوتیسم را درک می کند و حاضر است در مورد  اتفاقاتی که مرا ناراحت می کند صحبت کند . من مشکلات حسی فراوانی دارم ، مثلا  وقتی نامزدم پوست مرا لمس می کند گویا که همه بدن من یخ می زند ، یا وقتی به چشمان کسی نگاه می کنم ، شنیدن صدای او برایم غیر ممکن می شود . اما راههایی وجود دارد که  بتوانی از خود حمایت کنی اگر یاد بگیری که چگونه در مورد آن با دیگزان صحبت کنی .</p>
<p>من اکنون در مدرسه  مشاور آموزشی هستم و به معلمان راه حلهایی برای بهبود کودکان اوتیستیک ارائه می دهم و  به  این  کودکان   کمک می کنم که یاد بگیرند چگونه  مشکلاتشان را با دیگران مطرح کنند .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://prt-autism.ir/fa/%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d8%a2%d8%b3%d9%be%d8%b1%da%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%86-40-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>موزارت و نهنگ</title>
		<link>http://prt-autism.ir/fa/%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d9%87%d9%86%da%af/</link>
		<comments>http://prt-autism.ir/fa/%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d9%87%d9%86%da%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 09 Jun 2013 23:30:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[صدیقه فراهانی]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[معرفی فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[آسپرگر]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[موزارت و نهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://prt-autism.ir/fa/?p=2812</guid>
		<description><![CDATA[Mozart and the Whale    موزارت و نهنگ ۲۰۰۵ کارگردان:پیتر ناس Petter Næss این فیلم بر اساس واقعیت است و در مورد دو فرد آسپرگر به نام های دونالد و ایزابل است &#160;]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p><em><strong><img alt="" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/3/37/Mozart_and_the_whale.jpg/220px-Mozart_and_the_whale.jpg" /></strong></em></p>
<p><em><strong>Mozart and the Whale   </strong></em></p>
<p><em><strong></strong></em>موزارت و نهنگ ۲۰۰۵</p>
<p>کارگردان:پیتر ناس <strong>Petter Næss</strong></p>
<p>این فیلم بر اساس واقعیت است و در مورد دو فرد آسپرگر به نام های دونالد و ایزابل است</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://prt-autism.ir/fa/%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d9%87%d9%86%da%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
