<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>آنسوی اوتیسم &#187; تشخیص</title>
	<atom:link href="http://prt-autism.ir/fa/tag/%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://prt-autism.ir/fa</link>
	<description>اوتیسم یک رنگین کمان است...</description>
	<lastBuildDate>Mon, 11 Dec 2017 07:24:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=4.2.38</generator>
	<item>
		<title>داستان سینا از زبان مادرش</title>
		<link>http://prt-autism.ir/fa/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4/</link>
		<comments>http://prt-autism.ir/fa/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Dec 2013 17:23:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[صدیقه فراهانی]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[تجربیات شیرین]]></category>
		<category><![CDATA[اوتیستیک]]></category>
		<category><![CDATA[اوتیسم]]></category>
		<category><![CDATA[بچه معلول]]></category>
		<category><![CDATA[تشخیص]]></category>
		<category><![CDATA[ناتوانی ذهنی]]></category>
		<category><![CDATA[هشدار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://prt-autism.ir/fa/?p=5172</guid>
		<description><![CDATA[&#160; &#160; تا حدود یک سالگی، همه چیز سینا طبیعی به نظر می رسید، اما به تدریج، عدم توجه او به محیط دور و بر و اطرافیانش، سکوت دائمی او، اشاره نکردنش به چیزهایی که معمولا برای بچه های این سن جالب است، و تمرکز طولانی مدت و غیر طبیعی او به بعضی چیزها از ...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<p>
	&nbsp;
</p>
<div>
<div>
<p>
			&nbsp;<img alt="" src="http://wscdn.bbc.co.uk/worldservice/assets/images/2013/12/05/131205101904_sina_sh_144x81_l_nocredit.jpg" />
		</p>
<p>
			تا حدود یک سالگی، همه چیز سینا طبیعی به نظر می رسید، اما به تدریج، عدم توجه او به محیط دور و بر و اطرافیانش، سکوت دائمی او، اشاره نکردنش به چیزهایی که معمولا برای بچه های این سن جالب است، و تمرکز طولانی مدت و غیر طبیعی او به بعضی چیزها از جمله ورق زدن بی وقفه مجله یا کاتالوگ یک فروشگاه، اینکه در آن سن من و پدرش را هیچگاه صدا نمی زد، و بیش از همه اینکه هیچوقت چیزی از ما طلب نمی&zwnj;کرد، همگی این حس را به ما می داد که سینا با بقیه هم&zwnj;سالانش متفاوت است. با این وجود شاید خودمان را گول می زدیم که به هر حال بچه&zwnj;ها همه به نوعی با هم متفاوتند، شاید نیازهایش را به کمک&nbsp;<span style="font-size: 13px; line-height: 1.6em;">خواهرش برآورده می&zwnj;کند، پسرها دیر به حرف زدن می افتند&#8230; و دکتر عمومی هم به نوعی این توجیه ها را تایید می&zwnj;کرد.</span>
		</p>
<p>
			<span id="more-5172"></span>
		</p>
<div>
<div>
				&nbsp;
			</div>
</p></div>
<p>
			در هما<span style="font-size: 13px; line-height: 1.6em;">ن زمان&zwnj;ها، یکی از دوستان نابینای من هشدار خیلی جالبی به ما داد؛ وقتی سینا یک سال و نیمه بود، به من گفت حواست بیشتر به سینا باشد، سینا با بچه های دیگر فرق دارد، این گوشه&zwnj;گیری&zwnj;ها و ساکت بودنش را به حساب سلامت کامل او نگذار.</span>
		</p>
<p>
			اما با ادامه این وضعیت، زمانی که سینا دو سال و نیمه بود، به پزشک متخصص مراجعه کردیم. در ارزیابی دوم، تشخیص کامل اوتیسم برای او داده شد.
		</p>
<p>
			در این دوره، دنیایی پر از ابهام پیش روی ما شکل گرفت؛ اینکه آینده او چگونه خواهد بود، ما چه باید بکنیم؟ آیا او حالت طبیعی پیدا خواهد کرد یا نه؟ آیا هیچگاه می تواند زندگی مستقلی داشته باشد؟
		</p>
<p>
			اینجا در بریتانیا وقتی به پزشک مراجعه می&zwnj;شود، اطلاعات گسترده&zwnj;ای می دهند. سازمان های غیر دولتی فعال در زمینه بیماری های خاص هم جای خود را دارند. بگذریم که در دنیای مدرن با شبکه اینترنت و رسانه&zwnj;ها هم بمباران اطلاعاتی می شوی. با اینحال اینکه همه این داده ها را کنار هم بگذاری و نتیجه بگیری که تو و کودکت کجای کار هستید، سال ها طول می کشد.
		</p>
<p>
			قبل از همه باید می پذیرفتم که سینا با بقیه فرق دارد، دچار ناتوانی ذهنی است و علیرغم ظاهر بسیار طبیعی، مبتلا به بیماری اوتیسم یا به عبارتی &quot;بیماری نافذ رشد و نمو&quot; است. باید می پذیرفتم که سینا فاقد بسیاری از توانایی های دیگر بچه هاست. یک بچه طبیعی وقتی یک گل را می بیند، یاد می گیرد که تمام گل ها با هر رنگ و شکلی گل هستند. ولی سینا قادر به عمومیت دادن اجسام و پدیده ها نیست. کیفیت را تشخیص نمی&zwnj;دهد. تشخیص خوب و بد، مال من مال تو و تمیز و کثیف ندارد. مثلا هر نوع آب، برای او آب است. آب باران، آب داخل سیفون توالت، آب شیر یا آب حوض برای او همگی یک مفهوم را دارند: رفع تشنگی.
		</p>
<p>
			بعد از اینکه با خودم کنار آمدم و موضوع را پذیرفتم، باید اعضای خانواده و فامیل را متقاعد می کردم. پدربزرگ ها و مادربزرگ&zwnj;ها، عمه و خاله و عمو و دایی و&#8230; قبول نمی کردند، به نذر و نیاز متوسل می&zwnj;شدند، و به طور مستقیم راجع به آن با من حرف نمی زدند و فکر می کردند باید رعایت مرا بکنند. از همه تلخ&zwnj;تر و زجرآورتر این بود، و شاید هنوز هم هست، که هر یک از دوستان، آشنایان و افراد فامیل که به آدم می&zwnj;رسند، می&zwnj;گویند این حق تو نبود. یا در گوشه و کنار در مجالس از اطرافیانت و حتی از نزدیک&zwnj;ترین دوستانت می&zwnj;شنوی که تنبیه خدا یا دنیا برای آدم نادرست، داشتن یک بچه معلول است. واقعا با شنیدن این حرف&zwnj;ها، رنجش آدم صد چندان می&zwnj;شود.
		</p>
<p>
			این سوال برایم مطرح بود که چرا من؟ اما رفته رفته خودم را متقاعد کردم که من هم بخشی از دنیا هستم، مرکز دنیا نیستم که همه دنیا حول محور من بچرخد. حالا که بخشی از دنیا هستم باید به نوعی، از بیرحمی&zwnj;های آن سهم داشته باشم. در داستان بقا، آنقدر تصادف و غیرطبیعی بودن زیاد است که وقتی چیزی طبیعی است جای تعجب دارد نه آنچه غیر طبیعی است&#8230;
		</p>
<p>
			برای تربیت بچه های اوتیستیک روش های مختلف و مکتب های مختلفی وجود دارد. بعضی ها معتقدند که باید دنیا را برای آنها آماده کرد و بعضی ها هم معتقدند که باید با صبر کودک را تغییر داد تا با دنیا تطبیق پیدا کند.
		</p>
<p>
			اما به نظر من باید تغییر در هر دو جهت باشد. هم باید کودک را تغییر داد هم محیط را تا بتوان به تعادل دست یافت. نقش مادر در این بین مانند نقش یک بندباز است، چون این تعادل مثل یک خط است و ریسک اینکه از این خط به این طرف و یا آن طرف بیفتی و تعادل خودت، بچه و محیطت، اطرافیانت، و بچه های دیگرت را به هم بزنی خیلی زیاد است.
		</p>
<p>
			به طور کلی وقتی بچه اوتیستیک بزرگ می&zwnj;شود، مثل همه بچه های دیگر، مشکلاتش هم بزرگ&zwnj;تر می&zwnj;شود و هر روز مشکل جدیدی را برای خودش و اطرفیان به وجود می آورد. یادم هست روزی که سینا شروع کرد به خاراندن و زدن خودش. اوایل فکر می کردم که این مسئله یک مسئله فیزیکی است و مثلا در خانه ساس داریم که باعث خارش او می شود، یا مشکلی از این نوع. شروع کردم به عوض کردن همه چیز در خانه؛ مواد شوینده، تشک، لحاف و هر چیزی را که فکر کنید عوض کردم، اما چیزی تغییر نکرد و این علائم خودزنی و علائم خاراندن و امثال آنها بیشتر و بیشتر و بیشتر شد تا اینکه متوجه شدم که همه این علائم، علائم به اصطلاح خودآزاری، یک جور خودتحریکی و به عبارتی قسمتی از کل مشکل اوتیسم است.
		</p>
<p>
			چیزی که در این راه خیلی به من کمک کرد، صحبت با دیگران بود؛ با پدر و مادرهای دیگر، با افرادی که به صورت حرفه&zwnj;ای با این مسئله برخورد می کنند، با روانشناس&zwnj;ها، با روانپزشکان، با گفتار درمان&zwnj;گرها و افراد دیگری که می&zwnj;توانستند کمک کنند.
		</p>
<p>
			از گفتگو با آنها و مخصوصا پدر و مادرها متوجه شدم که من تنها نیستم، همه مشکلات فقط برای من نیست. پدر و مادرهای دیگری هم هستند که مشکلاتشان به مراتب بیشتر از من است. این همدردی در جمع به آدم کمک می&zwnj;کند که آرامش پیدا کند و نگرشش به دنیا عوض شود.
		</p>
<div>
<div>
				تفکر متداول در بریتانیا، معلولیت را عامل شرمساری و شرمندگی برای خود فرد معلول یا اطرافیانش نمی&zwnj;داند و پدر و مادرها بسیار راحت&zwnj;تر از مشکلات خود صحبت می&zwnj;کنند و بیشتر از هر چیزی به توانایی&zwnj;های فرزندانشان فکر می&zwnj;کنند تا به ناتوانی&zwnj;های آنها. به همین دلیل هم هزاران انجمن محلی و شهری و ملی برای انواع معلولیت&zwnj;ها وجود دارد که اعضای آنها از هم حمایت کنند.
			</div>
</p></div>
<p>
			شاید وقتی که من خاطره تعریف می کنم به صورت مثبت به قضیه نگاه می کنم ولی همیشه هم این طور نبوده، یعنی زمان هایی بوده که من خودم را ضعیف&zwnj;ترین آدم دنیا می&zwnj;دیدم که حتی در مقابل گریه بچه&zwnj;ام نمی&zwnj;دانستم باید چکار کنم. سینا خودش را می&zwnj;زد و من نمی دانستم باید چکار کنم، در بدیهی ترین چیزها مثل ارتباط چشمی، کلامی یا جسمی واقعا خودم را عاجز می&zwnj;یافتم.
		</p>
<p>
			می دانم که تمام آن لحظات، تمام آن ساعت ها، تمام آن روزها می گذرد، اما تمام نمی&zwnj;شود و حتما زمان دیگری به سراغم می آید. حتی زمان هایی هست که خیلی احساس می کنم همه چیز خوب است، همه چیز خوب دارد پیش می رود، اما چند ثانیه بعد می&zwnj;بینم که دوباره دنیا دگرگون می شود و توفان جدیدی از راه می&zwnj;رسد و ناتوانی در برقراری ارتباط باعث می شود که آرامش دنیای من دوباره به هم بریزد.
		</p>
<p>
			بعضی روزها بیشتر احساس ناتوانی، عجز و ناامیدی می کنم. با بزرگ شدن سینا و گذشت زمان می بینم که برای ارتباط برقرار کردن با او و برای اینکه مفاهیم را درک کند و احساس و وجودش را از راه منطق و کلام بیان کند، هر کاری را که ممکن بوده کرده ام و هر راهی را که وجود داشته طی کرده&zwnj;ام، اما راهی باز نشده است. همه تلاشم را کرده&zwnj;ام اما باز هم احساس ناامیدی کرده&zwnj;ام از اینکه چیزی تغییر نکرده است. بچه از نظر فیزیکی و جثه با گذشت زمان بزرگ می شود و می تواند هر لحظه برای خودش، برای دیگران و برای من خطر ساز باشد.
		</p>
<p>
			گاهی اوقات از احساس شرمساری کردن خسته شده&zwnj;ام و از اینکه دائم باید در مقابل دیگران در موضع ضعف باشم و برای کارهای سینا از بقیه عذرخواهی کنم و توضیح بدهم، طاقتم طاق شده است. گاز گرفتن بچه های دیگران، زدن خواهرش، چنگ زدن به من، با سر به دیوار کوبیدن، گاز گرفتن معلم های مدرسه، گاز گرفتن راننده&zwnj;ای که مسئول رفت و آمد اوست، همه و همه یک فشار عصبی عمیق در من به وجود آورده، طوری که هر لحظه که او از خانه بیرون می رود و یا من پیشش نیستم، این حس را دارم که ممکن است همین الان به من زنگ بزنند تا خبر جدیدی به من بدهند.
		</p>
<p>
			به طور کلی بی ثباتی رفتاری سینا، باعث بی ثباتی رفتاری و فکری من هم شده است. یک لحظه می توانم ناامیدترین و لحظه بعد می توانم امیدوارترین آدم باشم. برای لحظه ای خستگی مفرط تمام وجودم را بگیرد و لحظه بعد احساس کنم که شادی عمیقی در تمام وجودم هست. و همه اینها می تواند فقط با یک تغییر حالت سینا ایجاد شود، مثلا از یک گریه ناامیدانه به یک خنده همراه با شعف.
		</p>
<p>
			خیلی وقت ها کارهای تکراری و صداهای تکراری سینا که هیچ مفهوم و هدفی ندارند، بسیار آزاردهنده است. گاهی می توانم مغزم را خاموش کنم و آن صداها را نشنوم اما انجام این کار به طور دائم و برای همیشه، بسیار سخت است.
		</p>
<p>
			همان دوست نابینا که زمانی به من هشدار داده بود و من را به مشکل سینا واقف کرده بود، چند سال بعد گفت والدین یک بچه معلول همیشه از وضعیت او زجر می&zwnj;کشند اما شاید برای خود بچه، آن نوع معلولیتی بهتر باشد که به آن واقف نباشد و زجر دائمی نکشد. در جواب او گفتم &quot;یعنی فکر می&zwnj;کنی که سینا معلولیت بهتری از تو دارد؟&quot; جواب داد: &quot;بله.&quot;
		</p>
<p>
			در آن موقع به این فکر افتادم که همیشه بدتر هم وجود دارد.
		</p>
</p></div>
</div>
<div>
	&nbsp;
</div>
<div>
	&nbsp;
</div>
<div>
	منبع :
</div>
<div>
	<a href="http://www.bbc.co.uk/persian/science/2013/12/131206_l20_autism.shtml">http://www.bbc.co.uk/persian/science/2013/12/131206_l20_autism.shtml</a>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://prt-autism.ir/fa/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درک رفتارهای کلیشه ای  کودکان مبتلا به اوتیسم</title>
		<link>http://prt-autism.ir/fa/%d8%af%d8%b1%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%84%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7/</link>
		<comments>http://prt-autism.ir/fa/%d8%af%d8%b1%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%84%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 21:03:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator><![CDATA[رها سمسار زاده]]></dc:creator>
				<category><![CDATA[شناخت اوتیسم]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال]]></category>
		<category><![CDATA[اوتیسم]]></category>
		<category><![CDATA[تشخیص]]></category>
		<category><![CDATA[تماس چشمی]]></category>
		<category><![CDATA[چالش]]></category>
		<category><![CDATA[سندرم]]></category>
		<category><![CDATA[طیف]]></category>
		<category><![CDATA[والدین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.prt-autism.ir/?p=582</guid>
		<description><![CDATA[زندگی با  اختلالات اوتیسم: تجارب والدین از بزرگ کردن یک کودک طیف مبتلا به اوتیسم  این مطالعه بر روی کودکان مبتلا به طیف اختلالات اوتیسم   تمرکز دارد واثر آن را  بر روی پدر و مادر که آنها را بزرگ می کنند بررسی می کند. این مهم است که به یاد داشته باشید که همه موارداوتیسم منحصر ...]]></description>
				<content:encoded><![CDATA[<h1 dir="RTL"><img alt="images" src="http://prt-autism.ir/fa/wp-content/uploads/2013/10/images2-150x150.jpg" width="60" height="60" /></h1>
<p><b>زندگی</b><b> </b><b>با</b><b>  </b><b>اختلالات</b><b> </b><b>او</b><b></b><b>تیسم</b><b>: </b><b>تجارب</b><b> </b><b>والدین</b><b> </b><b>ا</b><b></b><b>ز</b><b> </b><b>بزرگ</b><b> </b><b>کردن</b><b> </b><b>یک</b><b> </b><b>کودک</b><b> </b><b>طی</b><b></b><b>ف</b><b> </b><b>مبتلا</b><b> </b><b>به</b><b> </b><b>اوتیسم</b><b> </b></p>
<p>این مطالعه بر روی کودکان مبتلا به طیف اختلالات اوتیسم   تمرکز دارد واثر آن را  بر روی پدر و مادر که آنها را بزرگ می کنند بررسی می کند. این مهم است که به یاد داشته باشید که همه موارداوتیسم منحصر به فرد هستند، و درست مثل اثر انگشت هیچ دو مورد یکسان نیستند.</p>
<p>نقطه شروع برای این پژوهش  بر اساس  باور مابه اینکه اوتیسم نباید به عنوان «عارضه»یا سندرم مشاهده شودبلکه باید به عنوان یک جنبه مثبت و تعریف از هویت یک فرد مشاهده شود</p>
<p>درست مثل هر کس دیگری، کودکان مبتلا به اوتیسم  منحصر به فردهستند و هیچ دوکودکی یکسان نیستند. با این حال، تحقیقات نشان میدهد که کودکان مبتلا به اوتیسم معمولا مشکلات مشترک با  یکدیگر مانند مسائل مربوط به تعامل اجتماعی، پایبندی به الگوها ورفتارهای تکراری ، علایق وسواسی و احتمالاشخصیت های کاملا خود مخرب و مضطربی هستند.(Kim <i>et al</i>., 2000; Gillott <i>et al</i>., 2001; Kogan <i>et al</i>., 2008; Altiere and von Kluge, 2009).</p>
<p>کودکان مبتلا به اوتیسم همچنین می توانند در معرض خطر داشتن مشکلات بهداشتی</p>
<p>مانند صرع و برخی از آلرژی های پوستی و  غذایی باشند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اگر چه هر دومورد اوتیسم و سندرم اسپرگر زیر مجموعه ی اختلالات اوتیستیکی هستند ، ولی خودشان را از راههای متفاوت نشان می دهند حتی اگر دارای صفات مشابه.باشند. کودکان مبتلا به سندرم اسپرگر ممکن است مهارت های ارتباطی مناسب  وسطح هوشی برابر با کودکی  که رشد مناسب دارد نشان دهند، اما از کمبود حس همدلی که می تواند منجر  به رفتارهای ضد اجتماعی شود رنج می برند</p>
<p>(Baron-Cohen and Bolton, 1996; Siller and Sigman, 2002; Rogers <i>et al</i>., 2007; Szatmari <i>et al</i>., 2008)</p>
<p>تصور این است که کودکان مبتلا به اوتیسم ، بیشتر احتمال داردکه مشکلات ارتباطاتی داشته باشند، از جمله بیان و تماس  چشمی، و همچنین مشکلات درک موقعیت های .</p>
<p>اجتماعی. این کودکان ممکن است از افکار و احساسات افراد دیگر آگاه نشوند و همچنین ممکن است از اینکه مردم چطور میتوانند طرز فکر دیگران را   تحت تاثیر قرار دهند نا آگاه  باشند.این ناتوانی در کشف احساسات، افکار و فریبکاری  می تواند به عنوان  کور ذهنی توضیح داده شود.</p>
<p>:تجارب والدین</p>
<p>نوشته های موجود حول و حوش اوتیسم معمولا بر اساس اثرات این اختلال  در کودکان    است و نه از نقطه نظر پدر و مادر. خواب یک فاکتور مهم در توسعه و سلامت کودک است، یکی از نشانه های اوتیسم این است که کودکان میتوانند الگو های خوابی نامنظم داشته باشند و بطور قابل توجهی زودتر از یک کودک معمولی از خواب بیدار شوند.. این به نوبه خود به این معنی است که پدر و مادر به طرز غیر قابل اجتنابی به همان طریق رنج می برند، این امر می تواند استرس و خستگی را افزایش دهد ، این مشکل با عنوان  محرومیت  از خواب نسبی و مزمن شناخته شده است.کمبود خواب ممکن است تنها مشکلی که والدین باید با آن روبرو شوند نباشد. روابط آنها  با دوستان و یا خانواده می تواند بخاطر ماهیت مشکلات فرزندشان دستخوش تغییر شود. همچنین زندگی اجتماعی پدر و مادر ممکن است به واسطه بر آوردن  نیازهای کودک محدودشود. شاید عوارض جانبی این محدودیت این است که مسائل مربوط به بهداشت روان در والدین کودکان مبتلا به  اوتیسم  شایع تر از پدر و مادر  کودکانی است که رشد طبیعی دارند، و تحقیقات نشان می دهد که این پدر و مادرها نیزبیشتر کنترلگرا  هستند.</p>
<p>بعد از آنالیز مصاحبه ها و پر سشنامه هایی که با والدین کودکان مبتلا به اوتیسم انجام :</p>
<p>:شد تم های کلیدی درباره ی مشکلات والدین به شرح زیر است</p>
<p>:عدم حمایت</p>
<p>چندین پدر و مادر اظهار داشتند که آنها احساس نکردند که از طرف مقامات آموزش و .</p>
<p>پرورش برای دریافت کمک های حرفه ای برای فرزندشان حمایت می شوند</p>
<p>همچنین چندین پدر و مادر در مورد چالش در ارتباط با صرف زمان بیشتربا  کودک مبتلا به اوتیسم نسبت به خواهر و برادر هایش صحبت کردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>:چالش های روز به روز</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>پاسخ پرسشنامه ها نشان می دهد که موضوع اصلی برای اکثریت قریب به اتفاق پدر و  مادرها فقدان آگاهی عمومی درباره ی اختلال اوتیسم است.  بعضی اوقات به این کودکان بطور نا مناسب بر چسب  نافرمان یا نادان  زده می شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>:تشخیص اختلال اوتیسم</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>برخی از پدر و مادرها تجارب مثبتی را انعکاس دادند، به ویژه هنگامی که اختلال اوتیسم فرزند آنها به سرعت تشخیص داده شد. در مقابل، والدین دیگر زمان طولانی انتظار وفقدان اطلاعات قبل و بعد از تشخیص را منعکس کردند.</p>
<p>پیشنهاد شده است که مداخله زود هنگام در واقع می تواند کمک  بزرگی به یک کودک مبتلا .به اوتیسم باشد، اگر چه هنوز هیچ درمانی وجود ندارد</p>
<p>:استراتزی مقابله</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>این پزوهش طیف وسیعی از ترفند های مقابله ازجمله تکیه بر خانواده و دوستان برای حمایت، مهار فیزیکی کودک ، نادیده گرفتن رفتار و اجتناب از بعضی مو قعیت های اجتماعی را ارایه میدهد.همچنین برخی دیگر از استراتزی های مقابله که توسط والدین در :</p>
<p>پرسشنامه ذکر شده به شرح زیر است</p>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li>پیشاپیش هشدار دادن بطوریکه کودک زمان کافی برای فهم آنچه اتفاق خواهد افتاد را داشته باشد.</li>
<li>اجتناب، تغییر مسیر، حواس پرتی،  پاداش رفتار خوب، حذف از جمله از حذف خودمان را از وضعیت</li>
<li>حس شوخ طبعی</li>
<li>حفظ آرامش مهم است. در صورت امکان تلاش کنید  به آرامی به او صحبت کنید و در حالیکه مصمم و محکم هستید او را آرام کنید</li>
<li>استفاده از برنامه های مورد علاقه ی تلویزیونی و چیز های مورد علاقه به عنوان ابزار چانه زنی</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://prt-autism.ir/fa/%d8%af%d8%b1%da%a9-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b4%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%84%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
